دنیای زبان انگلیسی ( بهروزپور )

لغات و اصطلاح .داستان کوتاه . شعر.جوک .ضرب المثل.اشپزی.رمان. نمایشنامه.متن دوزبانه

دنیای زبان انگلیسی ( بهروزپور )

لغات و اصطلاح .داستان کوتاه . شعر.جوک .ضرب المثل.اشپزی.رمان. نمایشنامه.متن دوزبانه

THE LOST MOMENT :شعر سهراب

zendegi-e-khaabhaa (the life of dreams)
Poem name : THE LOST MOMENT

The swamp of my room was murky
And I could hear the murmur of my blood in my veins,
My life was passing in a deep limbo,
This darkness lighted the sketch of my existence.


The door opened
And she blew into the room with her lantern,
She was an abandoned beauty
And I was expecting her arrival.
She was the formless dream of my life,

A perfume in my eye murmured,
And my veins stopped throbbing.
Every string that pointed at me
Burnt in the lantern’s flame:
Time was not passing in me,
I was naked and briny.

She hung lantern in the air,
She was seeking me in the light,
She crossed every spot in my room
But she couldn’t find me,
A breeze drank the flame of the lantern.

A wind was blowing
And I was placed in a sketch
And I appeared in the pitch darkness of my room.
For whom was I appearing?
She was no more there.
Did she mix with the dark spirit of the room?
I felt a warm perfume moving in my veins.
I felt she was watching me with her lost existence,
And how vainly I was searching the place?
She had been lost in an instant


نام شعر : لحظه گمشده

مرداب اتاقم کدر شده بود
و من زمزمه خون را در رگ‌هایم می‌شنیدم.
زندگی‌ام در تاریکی ژرفی می‌‌گذشت.
این تاریکی، طرح وجودم را روشن می‌کرد.

در باز شد
و او با فانوسش به درون وزید.
زیبایی رها شده‌یی بود
و من دیده به راهش بودم:
رویای بی‌شکل زندگی‌ام بود.
عطری در چشمم زمزمه کرد.
رگ‌هایم از تپش افتاد.
همه رشته‌هایی که مرا به من نشان می‌داد
در شعله فانوسش سوخت:
زمان در من نمی‌گذشت.
شور برهنه‌یی بودم.

او فانوسش را به فضا آویخت.
مرا در روشن‌ها می‌جست.
تار و پود اتاقم را پیمود
و به من ره نیافت.
نسیمی شعله فانوس را نوشید.

وزشی می‌گذشت
و من در طرحی جا می‌گرفتم،
در تاریکی ژرف اتاقم پیدا می‌شدم.
پیدا، برای که؟
او دیگر نبود.
آیا با روح تاریک اتاق آمیخت؟
عطری در گرمی رگ‌هایم جابه‌جا می‌شد.
حس کردم با هستی گمشده‌اش مرا می‌نگرد
و من چه بیهوده مکان را می‌کاوم:
آنی گم شده بود.



http://www.sohrabsepehri.com/main.asp
نظرات 1 + ارسال نظر
مدیریت وب سایت سه‌شنبه 9 فروردین 1390 ساعت 19:35 http://www.11ir.com

با سلام دوست عزیز ضمن تبریک برای سال نو و دوبار تبریک برای داشتن این چنین سایتی و آرزوی بهروزی برای شما حامل خبر خوشی از جانب سایت یازده آی برای شما هستیم اینکه سایت شما 90% درصد از امتیازات مربوط به همکاری دو جانبه را به خود اختصاص داده است و ما را مجاب کرده که با شما همکاری داشته باشیم به این گونه که ما حاضریم در ازای قرار دادن لینک ما در وبلاگ خود با عنوان ثبت دامنه و فروش هاست به شما اجازه دهیم که یک دامنه برای خود ثبت کنید + می توانید با درج لینک باکس ما در سایت خود یک لینک نیز در لینک باکس بیافزایید همچنین ما آموزش هایی در سایت خود قرار داده ایم که می تواند به افزایش بازدید شما کمک کند(به قسمت فارسی سایت مراجعه شود)
با تشکر
ما افتخار می کنیم که سایت شما جز خانواده بزرگ سایت ما شده است
خدانگهدار
به لینک قرار داده شده مراجعه نمایید

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.